تبليغاتX
تو دنیا چه خبره

تو دنیا چه خبره

در این دنیای خاکی چه خبره

حقیقت

تنها حقیقت است که می توند ما انسانها را ازاد و رها کند ........

می توانیم بر  دروغ ها غلبه کنیم و تفکر حقیقت را در ذهن متمرکز کنیم.........

ما همه  فقط یک خدا را می پرستیم ...........فقط یک خدا ...........الله

بیایید با توجه به پیام حضرت موسی و حصرت عیسی و حضرت محمد (ص) با هم متحد شده و بر شیطان بتازیم.

چون که من عقاید مشترکی داریم و ان رسیدن به بهشت جاوید است . وصال محبوب است.

دین اسلام و مسیح و یهود یکی هستند . از روی عمد انها را تحریف کرده اند  تا ما را از هم جدا کنند .

تا که شیطان پرستان بتوانند نقشه های شوم خود را تحت فرماندهی شیطان  بر مردم جهان عرضه کند .

 

 

اگر می خواهی  گرفتار هیچ دیکتاتوری نباشی فقط بخوان » بخوان و بخوان

تنها چیزی که طبقه ممتاز جهان می خواهند که شما به دست نیابید این است ..................

همه چیز را بلد باشد اما بلد نباشید فکر کنید ......................

فکر .............

اندیشه .................

تفکر ..................

اینها چیزیایی هستند که انها زا ان می ترسند . پس اگر می خواهی گرفتار نقشه شوم این دلالان انسانیت نشوی فقط بخوان ........

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 14:42  توسط یک مسلمان  | 

یاران مددی

من از همین  وبلاگ اعلان جنگ می کنم  به همه شیطانپرستان و مریدان  نادانتر از خودشان ....

من تمام تلاشم رو می کنم تا رسواشون کنم .

اما همه کسانی که حقیقت رو شناختند و راهشان به حقیقت رو که همان ظهور منجی  و وعده الهی است ......... دعوت می کنم به همراهی و همسنگری تا که نگذاریم این شیطان پرستان غافل بیشتر از این در زندگی و فکر ما نفوذ کنند .

و آگاهی بدیم به مردم دنیا که مواظب باشن ظهور دجال نزدیکه ....................

یا علی ...............................یاعلی مددی .......

الهی به امید تو .................

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 16:15  توسط یک مسلمان  | 

دجال و شیطانپرتی

وقتی درباره سازمانهای مخفی  شیطانپرستی و خوابی که برای دنیا و انسانها دیده بودند تحقیق و مطالعه کردم . وبیشتر با این سازمان اشنا شدم . وظیفه خود دونستم که برای دیگران هم این حقیقت رو بیان کنم . همه باید با این گروههای ماسونی و شیطانپرتی اشنا بشند . در دام اونها نیافتند .

این  جاهلان به حقیقت به جای اینکه خداوند یکتا رو بپرستند . رو به شیطان  که دشمن خدا و انسانهاست اورده اند و  برای رضایت اون جنگ به راه می اندارند و غارت می کنند و قربانی می دهند می دونید جای خطرناکش کجاست ..................

این جاست  که از خدا هم نمی ترسند و فکر انسانهاو افکار عمومی جهان رو تحت کنترل دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 16:14  توسط یک مسلمان  | 

هر چیزی رو باور نکنید

ما انسانها چه مون شده ....

داریم به کجا می ریم .... مقصدمون کجاست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاک زندگی کردن رو فراموش کرده ایم ..................

بیشتر زنده هستیم تا اینکه زندگی کنیم ........... نباید به این نفس کشیدن  راضی شد باید لذت واقعی زندگی رو درک کرد .

مثل کبک سر مون رو تو برف کرده ایم از دورو بر خبر نداریم.

شاید عادت کردیم .......................

اما به چی ؟

به تکراری بودن .................به اینکه همه دارن بهمون دورغ می گن  اما باز  می گیم : بابا بی خیال دونیا دو روزه ..........

اخه کی می خواهیم از خواب غفلت بیدار بشیم .....................

دارن همه ی هستیمون ازمون می گیرن ....................دارن ذهنومونو کنترل می کند

شاید بگین چطوری ؟

جوابش فقط یه کلمه است :   ................... رسانه...........................

به کمک رسانه هرچی رو که فکرشو بکنین کنترل می کنند .

بزرگترین وسیله فریب کاری یک جهبه جادویی به نام تلویزیون است .

همه هم این وسیله جادویی رو دارن ..

پس مواظب باشید هر چیزی رو که می بینید یا می شنوید باور نکنید .
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 16:11  توسط یک مسلمان  | 

کنگر خوردن و لنگر انداختن

یه زمانی بود مسلمانها همه چی داشتند . علم ، قدرت ، پیروان واقعی ............ خلاصه همه چی ...هر چی که فکرشو بکنید .

اما یه روزی شد و یک هیولایه غربی بهشون حمله کرد.............

هرچی داشتند برد و هرچی رو که نتونست ببره اتش زد .. .سوزاند اما رفت ..

ولی وقتی  که اسلام دوباره کمی جون گرفت و ریشه نهالش داشت بزرگتر می شد دوباره یه دیو دیگه اومد ...........

اما این بار .............

با فکر ها کارداشتند  نا با جسم ها ...............

می خواستند فکر مسلمان رو مسموم کنن نه تنشو .

وموفق هم شدند ................... فکرها رو کنترل کردند ........

جسمشونو بزرگ کرد ،فربه کرد .....گنده کرد .................

اما در عوض ..............

ذهنشونو به اندازه یه نخود کرد . و بدتر اینکه خودش کنترل این ذهنو در دست داشت .....

می گفتند ما امده ایم تا شما را به پیشرفت برسونیم ، یا به اصطلاح شما رو مدرنیته کنیم به سبک غربی .

زناتونو ، دختراتونو از خونه ها با خیابانها بکشونیم ....................

ازاد شون کنیم .....

 اولش بایه قیافه یه خوب . نیکو و پسندیده ظاهر شدند و قولشون زدن......

اونها می گفتن هر کاری باید بلد باشید بکنید اما نباید بلد باشید فکر کنید ..

نیابد مستقل باشید ...................باید وابسته باشید /......

به قول دکتر شریعتی : میمون وار بار بیایید

این هیولا دیگه نرفت .....کنگر خورد و لنگر انداخت ........

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 14:10  توسط یک مسلمان  | 

برای شروع

امان از نادانی این انسان اما از جهالت انسانها ........

ایا موجودی نادانتر از انسان سراغ دارید ؟؟؟؟؟؟؟؟...........

دارید ...................

من که ندارم .............

گاهی اوقات از خدا می پرسم انسانو واسیه چی افریدی ... واسه چی؟

واسه چی افریدی که امروز اینگونه بر تونافرمانی ورزد وسرکشی  کند.....

حالا خودت و  خدات  ... کلاهتو قاضی کن .........تو اون دل بزرگت چقدر جا برای خالقت کنار گذاشتی چقدر؟..............من که فکر کنم اندازه یک مثقال اونم واسه اینکه نگن تو کافری .. ویا وقت مشکلات کسی باشه که بتونم اسمشو بیارم .

یه روز فکر می کردیم هنوز بچه ایم ...بزرگ شدیم رفتیم دبیرستان ..گفتیم هنوز زوده اخه نوجوانی دوران ارزوهاست ..............می رم دانشگاه ادم می شم و خدا رو بهتر می شناسم ................. اما نشددددددددددد.. همه خیالی بیش نبود ....

برای شناخت خدا اول باید خودت رو بشناسی  بعد می بینی بابا خدا که تو درون خودم بوده ....................به قول معروف:

»یار درخانه و ما گرد جهان می گردیم«

بیشترکه فکر کنیم بعدش عاشق می شیم .... عاشق خودمون ... عاشق خدامون .... عاشق دنیا

می بینیم برای وصالش افریده شدیم ............ برای اینکه اخر زندگی به خودش برسیم نه به جهنمش ..... بهشت هم  خودشه ......

بعد که بیشتر فکر کنی می بینی که دلت شد ه کعبه و داری دورش طواف می کنی و دیگران رو  برای طواف به دور خانه دلت دعوت می کنی

کعبه سنگی ست که ره گم نشود   .......................حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 13:30  توسط یک مسلمان  | 

برای شروع

امان از نادانی این انسان اما از جهالت انسانها ........

ایا موجودی نادانتر از انسان سراغ دارید ؟؟؟؟؟؟؟؟...........

دارید ...................

من که ندارم .............

گاهی اوقات از خدا می پرسم انسانو واسیه چی افریدی ... واسه چی؟

واسه چی افریدی که امروز اینگونه بر تونافرمانی ورزد وسرکشی  کند.....

حالا خودت و  خدات  ... کلاهتو قاضی کن .........تو اون دل بزرگت چقدر جا برای خالقت کنار گذاشتی چقدر؟..............من که فکر کنم اندازه یک مثقال اونم واسه اینکه نگن تو کافری .. ویا وقت مشکلات کسی باشه که بتونم اسمشو بیارم .

یه روز فکر می کردیم هنوز بچه ایم ...بزرگ شدیم رفتیم دبیرستان ..گفتیم هنوز زوده اخه نوجوانی دوران ارزوهاست ..............می رم دانشگاه ادم می شم و خدا رو بهتر می شناسم ................. اما نشددددددددددد.. همه خیالی بیش نبود ....

برای شناخت خدا اول باید خودت رو بشناسی  بعد می بینی بابا خدا که تو درون خودم بوده ....................به قول معروف:

»یار درخانه و ما گرد جهان می گردیم«

بیشترکه فکر کنیم بعدش عاشق می شیم .... عاشق خودمون ... عاشق خدامون .... عاشق دنیا

می بینیم برای وصالش افریده شدیم ............ برای اینکه اخر زندگی به خودش برسیم نه به جهنمش ..... بهشت هم  خودشه ......

بعد که بیشتر فکر کنی می بینی که دلت شد ه کعبه و داری دورش طواف می کنی و دیگران رو  برای طواف به دور خانه دلت دعوت می کنی

کعبه سنگی ست که ره گم نشود   .......................حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 13:30  توسط یک مسلمان  | 

اولین پست

دلیل ایجاد این وبلاگ این بود که من چند روز پیش یه کتابی در مورد دجال و شیطانپرستان و فراماسونری خوندم و تقریبا هر چه در مورد می خواستم بدونم توش بود .

من از قبل هم به فکر ایجاد این وبلاگ بودم اما انگیزه کافی نداشتم .

حالا هرچی ......

موضوع این وبلاگ در مورد اینکه ما انسانها به کجا می رویم . چقدر تو دنیای خودمون غرق شدیم که دیگه داریم خودمونو هم فراموش می کنیم .

مخصوصا مسلمانان باید بدوندد که امامشون در راهه و باید برای نزدیکی ظهورش دعا کننند . زمینه را برای ظهور صاحب الزمان اماده کنند . مگه سعادتی بزرگتر از این هم هست . اصلا مگه ما مسلمان نیستیم . مگه نه اینکه پیامبرمون مارو به دعا برای فرج سفارش کرده

حالا خیلی روده درازی نمی کنم ....................

امیدوارم که خواننده ها از خواندن این مطالب لذت ببرند ....................

تا پست بعدی ................

راستی اگه کسی مطلبی و یا درددلی با دیگران داره و فکر می کنه که به درد می خوره در یغ نکنه .. سعی می کنیم تو وبلاگ به نام خودشون . اگه خواستن قرار بدیم.......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 18:0  توسط یک مسلمان  |